الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

53

گفتمان مهدويت (فارسى)

پيشينيان پيمودند ، پا به پا و گوش تا گوش ، حتّى اگر يكى از آنها در سوراخ سوسمارى وارد شده باشد شما هم وارد خواهيد شد » . ] به آن دلالت دارد و به صورت‌هاى مختلف پيدا مىشود كه از آن جمله وضعى است كه نسبت به اميرالمؤمنين عليه السلام پيش آمد . گروهى قائل به الوهيت و خدايى او شدند و آن حضرت را در ضمن اشعار خود به عنوان خداى خود مدح كردند ، مثلًا گفتند : انت خالق الخلايق من * زعزع اركان خيبر جذما قد رضينا به اماماً و مولى * و سجدنا له الهاً و ربّا [ آفريده شدگان را تو آفريدى ، كسى كه پايه‌هاى محكم قلعه خيبر را به لرزه درآورد . ما خشنوديم به او كه پيشوا و آقاى ما است و به خاك مىافتيم و سجده مىكنيم او را كه خدا و پروردگار ما است . ] برخى از باب مبالغه و اغراق گويى - نه اينكه واقعاً آن حضرت را خداى خود بدانند - اين سخنان و اشعار را گفته‌اند ، به علاوه از خود آن حضرت هم روايت شده است كه فرمود : « هلك فِىَّ رجلان ، محبّ غال و مبغض قال » ؛ « 1 » [ « دو گروه درباره من تباه شدند ، دوستى كه در دوستىاش زياده‌روى كند ، و دشمنى كه مقام و منزلت مرا منكِر شود » . ] به هر حال افرادى در طول تاريخ بوده‌اند و هستند كه عقايد غلوّآميز دارند ، اگرچه همه آنها در اين حدّ نباشند كه كسى را تا مرتبهء

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، صبحى الصالح ، كلمات قصار ، ش 117 .